تاريخ : ۱۳۸۸/۸/٢٠ | ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مهراوه ضیغمی

 ظهر بود و من خواب بودم که همراه بابا به صدا دراومد بابا رفت اون اتاق که مثلا صداش منو بیدار نکنه ولی صدای زنگ همراهش جوریه که همه بیدار شدن خلاصه اومد گفت عمو اینا با عمه میان اینجا. من گرفتم خوابیدم تا خود غروب که وقتی مهمونا میان حسابی سرحال باشم خلاصه چون عمو اینا از قبل نگفته بودن خیلی غافلگیر شدم حسابی اون دو روز خوش گذشت و من اولین بار پسر عمو امین و مرتضی را دیدم ماشالله چه بزرگ شدن!!!!! این عکسا هم همش کار پسرعمو امینه با دوربین خودش

راستی من الان وقتی میرم جلوی اینه خودمو می بینم کلی می خندم و ذوق می کنم

بچه این محلی  تاحالا ندیدمت

 

 

چایی خوردیم و رفیق شدیم

 

اینجوری نگاه کنم خوبه

 

اینجوری چی

 

لمیده

 

فکور

 

بذار بشمرم ببینم چندتا پسر عمو دارم قاطی نشه

 

اها ۴ تا

 

ما که رفتیم

 



تاريخ : ۱۳۸۸/۸/۱٢ | ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مهراوه ضیغمی

من برای اولین بار تو عمرم رفتم سفر ٢ روزی رفتیم کرج خونه بابابزرگ و بعد هم اومدیم. من به اینکه ادم بزرگا میگن هیچ جا خونه خود آدم نمیشه ایمان اوردم واقعا خونه خودمون یه چیز دیگه اس راحت هر کاری بخوام میکنم بدون اینکه خجالت بکشم. قبل از رفتن دو تا اتفاق مهم برام افتاد یکی اینکه حالا میتونم یه وری هم بخوابم دوم اینکه یه روز که داشتم می خندیدم مامانم یه نقطه سفید توی لثه هام دید و بعدش کلی منو بوسید ظهر هم که بابا اومد بهش گفت بابا هم منو بوسه بارونم کرد اینجوری که فهمیدم به این نقطه میگن دندون

غرق در مطالعه

مثل اینکه یکی داره منو می پاد

این همون کتابی که عمه و مامان درست کردن

مزاحم نشید لطفا فردا امتحان دارم

اگه درساتو خونده باشی شب امتحان راحت می خوابی مثل من

دختری مثل من هیچکس ندیده



تاريخ : ۱۳۸۸/۸/٤ | ۳:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهراوه ضیغمی

گذر از سه ماهگی به چهار ماهگی با یه اتفاق ویژه همراه بود که همون غلت زدن من باشه به قول بابام با یه غلت از ٣ ماهگی رفتم ۴ ماهگی. به جز بابا و مامان عمه هم شاهد غلت من بود عمه ماهی یکبار میاد و به من سر میزنه هربار هم منو شرمنده می کنه این دفعه یه سری اویز با کمک مادرجون برام ساخته بود که برام اورد یه کتاب هم با مامان برام درست کردن

 شال و کلاهی که عمه و زن عمو برام بافتن

 

به نظر شما مناسب عکس تبلیغاتی نیست

یه دقیقه صبر کن

حالا خندمو ببین

ببیییییین

چیه مگه دست خودمه دلم میخواد بخورم